کودک دوست داشتنی من

متن مرتبط با «روز» در سایت کودک دوست داشتنی من نوشته شده است

روز معلم سال 1400 - خانم مبینی معلم دوم دبستان

  • نیلوبلاگ

    عزیز دلم برای روز معلم همه کلاس پول روی هم گذاشتند و من مسیولیت خرید کارت هدیه و گل رو بعهده گرفتم.روز قبلش با تو و بابایی رفتیم و گل قشنگی و تقریبا بزرگ با قیمت مناسب خریدیم و کارت هدیه گرفتیم تو هم نقاشی زیبایی برای ایشون کشیدی خلاصه بعداز ظهر با مامان دوقلوها و بچه هاشون و فاطمه رحمتی مارال و خواهرش و مهدیه و مامانش و دیگه یادم نمیادرفتیم و روز معلم رو بهشون تبریک گفتیم فاطمه هم یه متن خوند و شما بچه ها با خانم معلم دور حیاط مدرسه دویدید  و هوپ بازی کردید دل نمیکندید که بریم خونه اما بخا...

    ادامه مطلب
  • شنبه 28 در انتخاب تو برای مجری روز 1 بهمن

  • نیلوبلاگ

    دختر عزیزم به قول خانمت شاگرد اول کلاسی و چندین بار مدیر مدرسه و ناظم ها تشویت کردند و بهت جایزه دادند. دفترچه یادداشت، تراش و پاک کن...

    ادامه مطلب
  • پختن آش روز تعطیلی یکشنبه 4/9/97

  • نیلوبلاگ

    پارسال که روضه گرفته بودم گفتم بعدا یه آش میپزم برای بهزیسی. و تا الان زمانبرد. باز هم نمیخواستم الان بپزم اما مادر و زن دایی ملوک بخصوص زن دایی ملوک برنانه ریزی کردxa0 و واهرهاش(خاله ها) رو هم دعوت کرد...

    ادامه مطلب
  • رفتن به مدرسه طبیعت روز جمعه 9/9/97

  • نیلوبلاگ

    مامان جون گفت ستایش و نیایش اومدند شهرکرد شب زنگ زدم به زن دایی سهیلا و گفتم بچه ا فردا بیدار شدند بیان خونه ما و گفتم بابای عسل میاد دنبالشون. با گروه خلاق هماهنگ کردم که فردا برنامه مدرسه طبیعت رو ب...

    ادامه مطلب
  • روضه روز سه شنبه27/06/97

  • نیلوبلاگ

    الهی قربونت برم تو نازگل خانم روز 3 آذر 91 دنیای ما رو روشن کردی و شادی ما رو میلیاردها برابر کردی. فدای تو بشمxa0 الهی تولد تو همزمان شد با 8 محرم. واسه همین من هر موقع که بتونم اون روز رو روضه, میگیرم و تا الان هم گرفتم. دو سال دیگ حلیم بار گذاشتم . نون پنیر و سبزی همیشه جز نذری هام بوده. امسال کاچی و نو ن پنیر و سبزی و کیک یزدی و شکلات و خرما و گردو و شربت دادم. خداوند از ما قبول کنه. و امام حسین و اولادش و یارانش همیشه ضامن و حافظ ما باشند. آمین...

    ادامه مطلب
  • رفتن به صدا و سیما و شرکت در برنامه سلام بچه ها روز شنبه20/05/96

  • نیلوبلاگ

    روز شنبه 20/3/96 بود. ماه رمضان بود. زنگ زدم صدا و سیما. چند وقتی بود پیگیری میکردم که ببرمت توی برنامه کودک . اون روز که زنگ زدم گفتند میتونید امروز بچه تون رو با لباس محلی بیارید .من هم xa0زنگ زدم به مادر و گفتم با خاله رعنا صحبت کردمxa0 شما برو و لباس محلی برای عسل بگیر. خودت لباس محلی داری اما پیراهنش رو دوست نداری. مادر هم رفت و برات گرفت. قرار شد ساعت 2 صدا و سیما باشیم. به بابا زنگ ...

    ادامه مطلب
  • رفتن به صدا و سیما و شرکت در برنامه سلام بچه ها روز شنبه20/05/96

  • نیلوبلاگ

    روز شنبه 20/3/96 بود. ماه رمضان بود. زنگ زدم صدا و سیما. چند وقتی بود پیگیری میکردم که ببرمت توی برنامه کودک . اون روز که زنگ زدم گفتند میتونید امروز بچه تون رو با لباس محلی بیارید .من هم xa0زنگ زدم به مادر و گفتم با خاله رعنا صحبت کردمxa0 شما برو و لباس محلی برای عسل بگیر. خودت لباس محلی داری اما پیراهنش رو دوست نداری. مادر هم رفت و برات گرفت. قرار شد ساعت 2 صدا و سیما باشیم. به بابا زنگ زدم و گفتنم...

    ادامه مطلب
  • کوتاه کردن موهات در روزپنج شنبه 7/11/95 :

  • نیلوبلاگ

    عزیزم ماشاله موهات خیلی بلند شده و از کمرت زده بیرون. اما دیگه خیلی اذیتی و برای حمام کردن و خشک کردنشون اذیت میشی. خلاصه بعد از چند هفته تصمصم گرفتم موهات رو کوتاه کنم . هر روز مامان جون زنگ میزنه و میپرسی موهای عسل رو کوتاه کردی یا نه. و این باعث میشد در تصمیمم مصمم تر بشم. xa0روز دو شنبه 4/11/95 ر...

    ادامه مطلب
  • خرید ملحفه با طرح السا و آنا روز پنج شنبه 5/12/95

  • نیلوبلاگ

    قربونت بشم اون روز با مامان جون و بابایی رفته بودیم برای اوردن لوستر و خرید رو تختی برای مامان جون . تو طبق هفته گذشته گفتی من میمونمو با ستایش و نیایش بازی میکنم. ما هم رفتیم بابایی گفت از این پارچه که طرح السا و انا داره برای عسلxa0 بخریمو یک متر خریدم. بخاطر اینکه دخترها نخوان بهت نگفتیم تا لحظه ب...

    ادامه مطلب
  • روز کودک مبارک

  • نیلوبلاگ

    سلام عزیزم کودک دوست داشتنی من، روزت مبارک. ناز نازی روزت مبارک دیروز بابایی برات فر چیپس که خیلی دوست داری برات خرید. و به درخواست من هم دو تا کتاب داستان برات اورد. یکی حسنی که حموم نمیرقت و سلیمان، بابا سلیمان. کوچولوی مامانی. دوست داریم . بوس بوسxa0...

    ادامه مطلب