عزیزم ماشاله موهات خیلی بلند شده و از کمرت زده بیرون. اما دیگه خیلی اذیتی و برای حمام کردن و خشک کردنشون اذیت میشی. خلاصه بعد از چند هفته تصمصم گرفتم موهات رو کوتاه کنم . هر روز مامان جون زنگ میزنه و میپرسی موهای عسل رو کوتاه کردی یا نه. و این باعث میشد در تصمیمم مصمم تر بشم. روز دو شنبه 4/11/95 رفتیم عکاسی سهیل و ازت عکس گرفتم و روز پنج شنبه ظهر زنگ زدم عمه مهسا اوردت و خودم هم یک ساعت پاس گرفتم و بردیمت آرایشگاه سمانه و موهات رو مدل کوپ کوتاه کردیم. مبارکت باشه. خیلی بهت میاد . اما از طرفی هم حیف شد. وهات خیلی ناز بودند. آرایشگاه دلش نمیومد موهات رو کوتاه کنه و هی میگفت فقط نوکشون رو بزن. بعدش هم بابایی و باباجون ، عمو رامین و دایی محمد و مسلم خیلی ناراحت شدند. اما چون موی کوتاه هم بهت می اومد زود با این قضیه کنار اومدند.
+ نوشته شده در دوشنبه نهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 12:26 توسط |
کودک دوست داشتنی من ...
ما را در سایت کودک دوست داشتنی من دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 178 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 17:39