قربونت بشم. چند روزه نمیدونم چرا اینقدر غر غرو شدی. دیشب بعد از برگشتن از عروسی, دختر امیر, نظری,، خودت میگی مامان نمیدونم چرا اینطوری شده غذا خوردنم خوب شده حالا غر غرو شدم. خخخخخخ
دیشب آخرهای عروسی با یه دختری دوست شدی که اسمش فاطمه بود . کلی با هم دویدید. شب که اومدیم خونه فکر نم بخاطر کفش هات ، پای راستت درد گرفته بود. ماساژش دادم و با کش دستم مچ پات رو بستم. وقتی میخواستی بخوابی گفتی مامان خیلی دوستت دارم گفتی مامان عزیزم قشنگم مونسم دوستت دارم مرسی که کش دستت رو بستی به پام.
الهی من قربونت بشم مؤدب مامانی عاشقتم
کودک دوست داشتنی من ...
ما را در سایت کودک دوست داشتنی من دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 199 تاريخ: جمعه 23 آذر 1397 ساعت: 4:49