سه شنبه 8/1/96

خرید بک لینک

عمه مهسا ازت پرسید پسر دایی سیا چه شکلی بود .

در جوابش گفتی : با توجه به سلیقه تو که از ( یه شخصیت کاتونی سی دی که داری رو گفتی و عکسش رو روی جلد سی دی نشون دادی) این خوشت میاد به سلیقه تو خوشگله .و اما به سلیقه من خوشگل نیست.

اون روز هم رامبد جوان به فرزین خواننده گفت خوشگله . و تو سریع گفتی مامان این آقاهه به سلیقه ایم مجری خوشگله مگه نه؟

شبش رفته بودیم عید دیدنی خونه آقا غلامحسین. کادو برای خونشون هم بردیم. هر لحظه یه ایرادی ازشون میگرفتی گفتی چرا فرش شون اینقدر زبره. جرا سبزه و ماهی رو سفره شون نیست. و وقتی گفتیم یه ماهی هست برو و نگاش کن. رفتی و برگشتی و گفتی مامان ماهی شون خیلی زشته بود.

دیروز زن دایی بابایی اومده بود خونه مادر اینها. ما هم که ازعید دیدنی برگشته بودیم طبق درخواست همیشگی تو که باید یه سر به پایین بزنیم ، رفتیم پایین. و زن دایی بابایی و دایی دوستی رو دیدیم. زن دایی داشت از کت تو تعریف میکرد و آدرس خیاط از من میپرسید و بعد شروع کرد به نشون دادن مانتوش و تعریف از مدلش. تو برگشتی و به من گفتی مامان شبیه همون مانتویی است که خیاط خودمون بهمون نشون داده.

وای شانس اوردم که مادر همون لحظه داشت با زن دایی صحبت میکرد یعنی متوجه میشد. سریع زدمش به شلوغ بازی و بابای رو صدا کردم که تو رو ببره بیرون. و تو هم گیر دادی که راست میگم و چی شده.

نمیدونستم بخندم . از اینکه همچین حافظه ایی داری بخورمت. یا پنهان کاری کنم. خخخخ

خلاصه امسال دردسر داشتیم با این لباسهامون.

طبق دو سال قبل، لباس ست پوشیدیم. کت و دامن برای توی

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 13:15 توسط |
کودک دوست داشتنی من ...

ما را در سایت کودک دوست داشتنی من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 199 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 17:39

صفحه بندی