
زندگی مامان الهی دورت بگردم خیلی وقته فرصت نکردم چیزی برات بنویسم. کلی ماجرا و حرف دارم که بعضی هاش هم یادم رفته. بذار از ادامه مطالب قبلی بنویسم. خدا رو شکر بعد از خوردن یه قرص اون هم با هزار تا ترفند و مسابقه با عمه مهسا، خوب خوب شدی. ماه رمضان امسال توهم میگفتی من هم روزه ام. و گاهی چیزی نمیخوردی و موقع افطار کنارم مینشستی و افطار میکردی. البته فقط ابجوش و زعفرون و زولبیا و بامیه میخوردی. یه د...
ادامه مطلب