
عزیزم سلام پارسال کلاس قرآن میبردمت با خانم طاهری عزیز. خیلی دوست داشتی . البته ساعتش بد بود و زمانی که خسته بودی باید میرفتیم. من اداره میموندم بابایی تو رو می اورد و لباس هات رو اکثر وقتا تو ماشین میپوشوندمxa0 میبردمت کلاس تا ساعت 4. توی مسیر با دوستات بخصوص نادیا همراه میشدی و مسابقه دو میدادی. گاهی هم مسابقه پیدا کردن برگ های خشک درختا روی زمین و خرد کردن آنها. و گوش دادن به صدای خش خش برگها. ه...
ادامه مطلب